عيسی، يک شب قبل از مرگ بر صليب، شام آخر را با شاگردانش صرف نمود. او در حين شام، نانی را که پاره نمود به بدنش تشبيه کرد و پيالۀ عصارۀ انگور را به خونش تشبيه نمود. به اين ترتيب، عيسی ضروری بودن عهد جديد خدا با انسان را از طريق پاره شدن بدن و ريخته شدن خون و مرگ خود بر روی صليب، بيان نمود.
در اين يکشنبه، که اولين روز از هفتۀ آخر زندگی عيسی بر زمين بود، او فروتنانه و پيروزمندانه وارد اورشليم شد. عيسی، سرور صلح و سلامتی، بر کرۀ الاغی سوار بود و جمعيت بزرگی با شاخههای نخل به استقبالش رفتن